پنج حلقه المپیک و حلقه مفقوده شفافیت در ورزش ایران

همه با پنج حلقه درهم‌تنیده المپیک، نماد ورزش، رقابت، همبستگی و حضور ملت‌ها آشنا هستیم. اما در ورزش ایران، شاید بتوان از حلقه‌ای دیگر نیز سخن گفت؛ حلقه‌ای که بر روی پرچم المپیک دیده نمی‌شود، اما غیبتش گاهی بیش از هر چیز دیگری به چشم می‌آید: حلقه شفافیت؛ حلقه روح پاک.

شفافیت یعنی اینکه مردم از آنچه در ورزش کشور می‌گذرد، آگاه باشند؛ بدانند چه تصمیماتی گرفته می‌شود، چه کسانی با چه مأموریتی و با چه هزینه‌ای اعزام می‌شوند. در همین راستا، پرسش‌های جدی درباره برخی اعزام‌های ورزشی مطرح می‌شود؛ از جمله تعداد نفرات اعزامی به ریاض، ترکیب همراهان و هزینه‌های این سفرها. در جامعه ورزشی، شایعاتی درباره تخلفات نیز وجود دارد؛ موضوعاتی که اگر نادرست هستند، باید با ارائه اسناد و اطلاعات روشن تکذیب شوند و اگر واقعیتی پشت آن‌هاست، باید بررسی و پاسخ داده شود.

مسئله تنها تعداد نفرات نیست. گاهی این تصور در جامعه ورزش شکل می‌گیرد که برخی مدیران در سفرهای خارجی، برای هتل‌های لوکس‌تر، خودروهای اختصاصی و امکانات ویژه با یکدیگر رقابت می‌کنند. اگر قرار است منابع ورزش صرف چنین اموری شود، انتظار طبیعی این است که ابتدا در اختیار ورزشکاران، مربیان و تیم‌های اعزامی قرار گیرد، نه اینکه سهم مدیران از رفاه و امکانات، بیشتر از کسانی باشد که برای افتخار کشور به میدان می‌روند.

واقعاً جای تأسف است که گاهی در ورزش ما، مسیر امکانات به جای اینکه از مدیر به ورزشکار برسد، برعکس طی می‌شود. ورزشکار برای چند دقیقه حضور در میدان مسابقه، ماه‌ها و سال‌ها تمرین می‌کند، اما گاهی مدیری که برای همراهی او اعزام شده، از امکاناتی برخوردار می‌شود که همان ورزشکار حتی در خواب هم نمی‌بیند. این همان نقطه‌ای است که باید درباره فرهنگ مدیریت در ورزش سؤال کرد.

آیا شأن مدیر ورزشی، داشتن بهترین هتل و خودروست یا فراهم کردن بهترین شرایط برای ورزشکار؟ آیا مأموریت ورزشی قرار است فرصتی برای ارتقای عملکرد کاروان باشد یا تبدیل به سفری با امکانات ویژه برای برخی مسئولان؟ و باز هم همان یک واژه: شفافیت. اگر همه این هزینه‌ها ضروری و در چارچوب مأموریت است، باید اعلام شود تا مردم نیز درک کنند.

نمونه دیگر، نوع نگاه به پاداش‌هاست. وقتی برای حضور ورزشکاران در یک رویداد یا فستیوال ورزشی، از سوی مقام عالی وزارت ورزش، جوایز چندصد میلیون تومانی برای مدال‌های طلا، نقره و برنز تعیین می‌شود، این پرسش جدی مطرح می‌شود که مبنای چنین پاداش‌هایی چیست و آیا میان اهمیت واقعی رویداد و میزان جایزه تناسبی وجود دارد؟ به‌ویژه درباره رویدادهایی مانند مسابقات قرقیزستان که اگر صرفاً در قالب یک فستیوال یا رویداد شناسایی و آشنایی با بازی‌ها و رشته‌های مرسوم در کشورهای مختلف برگزار شده و مدال‌های آن در رنکینگ رسمی محاسبه نمی‌شود، باید پرسید: آیا منطقی است برای چنین مدال‌هایی، جوایزی در مقیاس چند صد میلیون تومانی از منابع عمومی تعیین شود؟

این سؤال به هیچ عنوان ارزش تلاش ورزشکار را زیر سؤال نمی‌برد. ورزشکار هر جا که برای پرچم ایران رقابت می‌کند، شایسته احترام و حمایت است. بحث بر سر اولویت‌بندی منابع است. وقتی برای اردو، تجهیزات، حقوق مربی، اعزام‌های ضروری و حمایت از استعدادهای جوان محدودیت منابع داریم، باید بدانیم چرا برای یک مدال بدون اثر در رنکینگ رسمی، چنین پاداش‌هایی در نظر گرفته می‌شود؛ در حالی که ممکن است ورزشکار دیگری برای تأمین حداقل امکانات تمرینی خود مشکل داشته باشد. پول ورزش باید اول به ورزش برسد. این یک مطالبه ساده است، نه یک شعار.

در شرایطی که کشور با فشار اقتصادی روبه‌روست، مسئول ورزشی باید بیش از همه مراقب باشد که بیت‌المال چگونه هزینه می‌شود. سفر خارجی، هتل، خودرو، مأموریت و پاداش، همه زمانی قابل دفاع‌اند که ضرورت، تناسب و سازوکار روشنی پشت آن‌ها وجود داشته باشد و باز برمی‌گردیم به همان حلقه مفقوده: شفافیت.

اگر مدیری یک ماه زودتر به محل بازی‌ها اعزام می‌شود، شرح مأموریتش منتشر شود. اگر هتل خاصی انتخاب می‌شود، دلیل و هزینه آن مشخص باشد. اگر خودرو در اختیار کسی قرار می‌گیرد، معلوم باشد برای جواب بازی آمیرزا چه مأموریتی است. اگر پاداش چند صد میلیونی تعیین می‌شود، معیار و منطق آن اعلام شود. این‌ها خواسته‌های عجیب و غیرممکنی نیستند.

امروز دیگر دهه ۶۰ نیست. ارتباطات از طریق ایمیل، ویدئوکنفرانس و ده‌ها ابزار دیگر امکان‌پذیر است. حضور فیزیکی در محل مسابقات هر جا ضرورت داشته باشد، کاملاً قابل دفاع است؛ اما ضرورت باید قابل توضیح باشد، نه قابل حدس.

ناگویا هم شهری زیباست و طبیعتاً فرصت خرید، عکس یادگاری و گردش در آن وجود دارد؛ هیچ‌کس با تفریح شخصی مخالف نیست. اما اگر تفریحی قرار است انجام شود، هزینه‌اش باید شخصی باشد، نه از جیب بیت‌المال.

پنج حلقه المپیک نماد اتحاد و رقابت پاک هستند؛ اما ورزش ایران یک حلقه مفقوده دارد: حلقه شفافیت. شفافیتی که می‌تواند اعتماد از دست‌رفته را برگرداند. ورزشکار ایرانی برای مدال، از آسایش و زندگی خود می‌گذرد. مربی او ساعت‌ها کنار اوست. خانواده‌اش هزینه می‌دهد. مردم هم از منابع عمومی برای ورزش هزینه می‌کنند. پس طبیعی است که مردم بپرسند: سهم ورزشکار از این امکانات چقدر است و سهم مدیر چقدر؟ چه کسی در هتل لوکس اقامت دارد و چه کسی درگیر کمبود امکانات تمرینی است؟ چرا گاهی برای مدیر، خودرو و امکانات ویژه فراهم می‌شود اما برای ورزشکار و مربی، هنوز باید دنبال حداقل‌ها بود؟

و در نهایت، شاید حلقه مفقوده ورزش ایران فقط شفافیت نباشد؛ انصاف هم هست. انصاف یعنی امکانات بهتر برای کسی که بیشتر برای ایران زحمت می‌کشد. انصاف یعنی پاداش متناسب با اهمیت و اثر واقعی یک رویداد. انصاف یعنی مسئول، خود را صاحب بیت‌المال نداند. وطن‌پرستی فقط هنگام نواخته شدن سرود ملی نیست. گاهی وطن‌پرستی یعنی وقتی می‌توانی بهترین هتل را انتخاب کنی، از خودت بپرسی آیا این هزینه ضروری است؟ وقتی می‌توانی خودروی اختصاصی داشته باشی، بپرسی آیا ورزشکار من به این امکان نیاز بیشتری ندارد؟ و وقتی می‌توانی برای یک مدال پول زیادی تعیین کنید، از خودتان بپرسید آیا جای دیگری در ورزش، این پول نیاز ضروری‌تری ندارد؟ این همان روح پاک ورزش است. روح پاک یعنی مسئولیت بدون منفعت‌طلبی، قدرت بدون سوءاستفاده و مدیریت بدون پنهان‌کاری. پنج حلقه را همه می‌بینیم. اما ورزش ایران هنوز چشم‌انتظار حلقه‌ای است که باید خودش

ابهام در وضعیت ممبینی: استعفا یا برکناری؟

استعفا یا برکناری؟

با وجود اینکه فدراسیون فوتبال از انتصاب سرپرست جدید برای دبیرکلی خبر داده است، هنوز مشخص نیست که آیا هدایت‌الله ممبینی از سمت خود برکنار شده یا خودش استعفا داده است.

بر اساس ماده ۳۵ اساسنامه فدراسیون فوتبال، رئیس فدراسیون تنها می‌تواند پیشنهاد عزل دبیرکل را ارائه خرید لایسنس نود 32 همیار نود 32 دهد. این پیشنهاد پس از تأیید هیئت رئیسه فدراسیون، به مرحله اجرا درمی‌آید و پس از آن، رئیس فدراسیون می‌تواند سرپرست دبیرکلی را انتخاب کند. بنابراین، اگر در جلسه اخیر هیئت رئیسه فدراسیون که مدتی پیش برگزار شد، برکناری هدایت ممبینی به تصویب رسیده باشد، عزل او مطابق با اساسنامه فدراسیون فوتبال صورت گرفته است. با این حال، احتمال دارد که ممبینی خودش از سمتش استعفا داده باشد (که با توجه به اظهارات اخیر او، این سناریو کمی بعید به نظر می‌رسد). در این صورت، طبق بند ۸ ماده ۶۷ اساسنامه فدراسیون فوتبال، مهدی تاج، رئیس فدراسیون، به دلیل خالی ماندن پست دبیرکلی، مجاز به انتخاب سرپرست خواهد بود.

فاصله دیدگاه مشاور وزیر ورزش و جوانان با واقعیت‌های ورزش کشور!

آقای چراغی، دیدگاه شما با نگاه مخاطبان ورزش فاصله زیادی دارد!

برخی اظهارنظرها در حوزه ورزش آنقدر قابل تأمل هستند که حتماً باید به آن‌ها پرداخت. این اظهارنظرها زمانی جالب‌تر می‌شوند که مخاطب متوجه می‌شود از سوی مشاور وزیر و مدیر کل حوزه وزارتی وزارت ورزش و جوانان بیان شده‌اند.

مدیر کل حوزه وزارتی وزارت ورزش و جوانان ادعا کرده‌اند که با حضور احمد دنیامالی در سمت وزیر ورزش و جوانان، فصل جدیدی در حکمرانی ورزش آغاز شده است. اگر این سخن از سوی شخص دیگری مطرح می‌شد، قطعاً تأثیرگذاری بیشتری بر مخاطب داشت. البته بهتر بود مشاور وزیر در ادامه دلایل این ادعای خود را نیز بیان می‌کردند تا مخاطب ارتباط بهتری با محتوای کلام ایشان برقرار می‌کرد! یا در جایی دیگر گفته‌اند که پیش از ایشان، برخی هیئت‌های ورزشی به صورت خانوادگی اداره می‌شدند، که واقعاً به نکته مهمی اشاره کرده‌اند.

اصولاً یکی از مواردی که باعث شده موضوع تعارض منافع مطرح و از سوی وزیر ورزش و جوانان به شدت پیگیری شود، همین مسائل بوده است. جامعه ورزش امیدوار است که موضوع تعارض منافع از خود وزارت ورزش با شدت بیشتری دنبال شود تا این عزم برای عملیاتی شدن آن در استان‌ها نیز به وجود آید.

آقای چراغی، در اینکه برخی هیئت‌های ورزشی به صورت خانوادگی اداره می‌شدند و اینکه نگاه قومیتی و جغرافیایی باید از ورزش کشور خرید بک لینک قوی رخت بربندد و شایسته‌سالاری باید جای همشهری‌سالاری را در ورزش کشور بگیرد، هیچ شک و شبهه‌ای نیست. اما چنین اظهارنظرهایی، آن هم از سوی نزدیکان آقای وزیر، قطعاً آنقدر که به زیان سیستم ورزش کشور است، به نفع آن نیست! چرا که در بیرون از ساختمان سئول، به ورزش کشور آنگونه که دوستان در چند قدمی آقای وزیر نگاه می‌کنند، نگریسته نمی‌شود و فاصله

ورزشکار ۱۰۶ ساله تایلندی در مسابقات جهانی

ساوانگ جانپرام ۱۰۶ ساله همچنان می‌دود!

ساوانگ جانپرام، ورزشکار ۱۰۶ ساله تایلندی، به عنوان مسن‌ترین شرکت‌کننده در مسابقات جهانی دوومیدانی پیشکسوتان ۲۰۲۶ که در دئگو کره‌جنوبی برگزار می‌شود، حضور خواهد داشت. این رقابت‌ها، که ورزشکاران در رده‌های سنی مختلف را شامل می‌شود، امسال در ورزشگاه دایگو برگزار خواهد شد. حضور ورزشکاری با این سن در چنین رویداد بزرگی، بار دیگر توجه رسانه‌ها آمیرزا مرحله را به ورزشکاران سالخورده و تداوم فعالیت حرفه‌ای آنها در بالاترین سطح رقابت‌های پیشکسوتان جلب کرده است.

انتقاد از اعزام افراد غیرمرتبط به اردوهای تیم ملی جوانان

تیم جوانان در کانون توجه!

تیم فوتبال جوانان ایران این روزها در تایلند مشغول آماده‌سازی برای رقابت‌های جام ملت‌های زیر 20 سال آسیا است که قرار است به زودی در ویتنام برگزار شود. این تیم که با هدایت قاسم حدادی‌فر، سرمربی جدید خود، به میدان می‌رود، امیدوار است از سد رقبای خود یعنی فلسطین، کره‌شمالی و ویتنام در مرحله گروهی عبور کند. با وجود اینکه رقبا روی کاغذ قدرتمند به نظر می‌رسند، اردوهای آماده‌سازی تیم قابل قبول بوده و انتظار می‌رود نتایج خوبی کسب شود.

اردوی پرحاشیه در ترکیه
پیش از این، تیم جوانان اردویی را در ترکیه برگزار کرده بود که حواشی زیادی به دنبال داشت. اگرچه این مسائل فنی نبودند، اما شنیده‌ها درباره هزینه‌های گزاف هتل و حمل و نقل، حضور تیم در ترکیه را زیر سوال برده است. فدراسیون فوتبال در ابتدا تلاش کرد با صدور بیانیه‌ای کلی، از زیر بار انتقادات شانه خالی کند، اما اختلاف فاحش بین قیمت‌های واقعی و فاکتورهای اعلام شده، به سادگی قابل چشم‌پوشی نیست.

اعزام افراد غیرضروری به تایلند
اردوی دوم تیم جوانان در تایلند در جریان است. شاگردان حدادی‌فر به مدت دو هفته در تایلند اردو زده‌اند تا برای جام ملت‌های زیر 20 سال آماده شوند. اما باز هم داستان تکراری اعزام افراد غیرمرتبط به همراه تیم به تایلند خبرساز شده است. در حال حاضر، علی دهقانی به عنوان یکی از اعضای روابط بین‌الملل فدراسیون و سمیه دهقانیان به عنوان مسئول جوانان، تیم را در تایلند همراهی می‌کنند. نکته قابل توجه این است که این دو نفر در شرایطی تیم را همراهی می‌کنند که در تایلند هیچ مسابقه رسمی برگزار نمی‌شود و تنها یک اردوی آماده‌سازی است. با این حال، آنها تیم را در سفر به ویتنام نیز همراهی خواهند کرد و سفرشان به این زودی‌ها به پایان نمی‌رسد.
شاید توجیه حضور افرادی از روابط بین‌الملل فدراسیون در این اعزام‌ها، دانش زبانی آنها برای حل مشکلات باشد؛ اما مشکل دقیقاً همین‌جاست: اگر قرار است این افراد کارهای اجرایی را انجام دهند، پس نقش مدیر تیم چیست؟ تیم جوانان در حال حاضر مدیری به نام یعقوب پیری دارد که در سفر به تایلند تیم را همراهی کرده است. بنابراین، اگر کارمندان روابط بین‌الملل مسئول انجام امور هستند، نقش مدیر چه می‌شود؟ و اگر مدیر تیم دانش زبانی کافی ندارد، پس چرا انتخاب شده است؟
موضوع اعزام افراد غیرمرتبط تنها به تیم جوانان محدود نمی‌شود؛ در رده‌های دیگر نیز شاهد اعزام افراد مشابه هستیم. فارغ از دلایل این اتفاقات، به نظر دانلودینا می‌رسد سهمیه سفر باید بین کارمندان فدراسیون تقسیم شود و همواره تعدادی از افراد که ارتباط چندانی با تیم ندارند، اعزام شوند! البته اگر فدراسیون از منابع مالی کافی برخوردار بود و به کمک‌های دولتی نیاز نداشت، شاید چنین اعزام‌هایی توجیه پذیر بودند؛ اما وقتی فدراسیون با مشکلات مالی دست و پنجه نرم می‌کند، اعزام چنین افرادی برای اردوهای آماده‌سازی، آن هم نه برای تورنمنت‌های رسمی، با توجه به هزینه‌های بلیت، اسکان و پول توجیبی، چه توجیه منطقی دیگری می‌تواند داشته باشد؟

شعارهایی که در عمل برای دیگران داده می شود!

آقایان لطفاً بساط موضوع تعارض منافع را جمع کنید!

اخیراً اعضای متخصص زن و مرد کمیته ملی المپیک انتخاب شدند. حضور برخی از این افراد در این جایگاه، کلیت موضوع تعارض منافع را زیر سوال برده و نشان می‌دهد که در ورزش ایران هر قانونی می‌تواند استثنا داشته باشد و در مورد تعارض منافع هم برای بعضی‌ها می‌توان استثنا قائل شد!

در ورزشی که گویا در بخش بانوان آن تنها یک نفر صلاحیت لازم را برای حضور در مدارج بالای مدیریتی کشور دارد و سایر مدیران و کارشناسان زن باید پشت سر او بمانند و منتظر بمانند تا شاید روزی نوبت به آنها هم برسد. نوبتی که متاسفانه فعلاً بعید به نظر می‌رسد نصیب کسی شود.

اینکه معاونت بانوان وزارت ورزش به عنوان فردی خبره در کمیته ملی المپیک نیز معرفی می‌شود، اگر نامش تعارض منافع نیست پس چیست؟ البته اینکه دوستان در وزارت ورزش نیم‌نگاهی به داشتن جایگاه در کمیته ملی المپیک داشته باشند، در نگاه اول شاید اصلاً چیز بدی نباشد، اما اینگونه علنی کردن آن، سوالات بسیاری را در ذهن مخاطب ایجاد می‌کند. یکی از سوالات پرتکرار شاید این باشد که معاونت بانوان وزارت ورزش و جوانان چه چیزی را ندارد که در پست‌های کمیته ملی المپیک یافت می‌شود؟ و…

ورزش ایران پکیج بک لینک اگر شعار جنسیتی و برابری زن و مرد را می‌دهد، باید همزمان با آن، فضای لازم را نیز برای بانوان نخبه و توانمند خود به وجود بیاورد تا آنها نیز بتوانند خودی نشان داده و این شانس را داشته باشند که روزی کارهای بزرگتری را در ورزش کشور تجربه کنند! که با شرایط موجود، تحقق این کار امکان‌پذیر نبوده و نیست!

اینکه شنیده می‌شود همه راه‌ها در وزارت ورزش و جوانان به یک حلقه چند نفره ختم می‌شود، اصلاً چیز خوبی نیست و تنها انگیزه را در میان مدیران و کارشناسان جوان و کاربلد از بین می‌برد! نفراتی که علی‌رغم داشتن شایستگی، گویی در یک کوچه بن‌بست مسیر موفقیت را طی می‌کنند! مسیری که شروع و پایان آن کاملاً مشخص است و حاصل قدم زدن در آن هم چیزی جز روزمرگی نخواهد بود! شرایطی که متاسفانه ورزش کشور را به وضعیت امروزش رسانده است. ورزشی که بزرگترین گمشده آن آرامش است!

درخشش نمایندگان بدمینتون ایران در رقابت‌های اوپن جوانان آذربایجان

امیرعلی احمدلو طلا گرفت، آیسان زارعی نقره

مسابقات اوپن جوانان آذربایجان با درخشش چشمگیر نمایندگان بدمینتون ایران به پایان رسید. در این رقابت‌ها، امیرعلی احمدلو موفق به کسب مدال طلا و آیسان زارعی به مدال نقره دست یافتند که نتایج ارزشمندی برای بدمینتون کشورمان به پک موزیک شمار می‌رود. شرکت‌کنندگانی از کشورهای ایران، آمریکا، آذربایجان، هند، ترکیه، ازبکستان، امارات و گرجستان در این دوره از مسابقات حضور داشتند و بازیکنان با سطح فنی بالا به رقابت پرداختند. در بخش پسران، امیرعلی احمدلو، نماینده بدمینتون ایران، در زمان برگزاری این رقابت‌ها در رده ۷۳ رنکینگ جهانی جوانان قرار داشت.

امیرعلی احمدلو با غلبه بر حریفانی از کشورهای آمریکا و آذربایجان، به دیدار پایانی راه یافت. او در مسابقه فینال نیز با شکست نماینده کشور میزبان، عنوان قهرمانی و مدال طلای اوپن جوانان آذربایجان را از آن خود کرد. این قهرمانی برای احمدلو در حالی به دست آمد که او یکی از بازیکنان منتخب ایران برای حضور در المپیک جوانان داکار است. شرکت در این رقابت‌ها بخشی از برنامه آماده‌سازی، افزایش تجربه بین‌المللی و ارتقای سطح فنی او برای حضور در این رویداد مهم بود. در بخش دختران نیز آیسان زارعی، که در زمان برگزاری مسابقات در رده ۴۸۳ رنکینگ جهانی جوانان قرار داشت، با عملکردی درخشان تا دیدار نهایی پیش رفت. زارعی پس از پیروزی مقابل حریفان قدرتمند خود، به فینال مسابقات رسید و در دیدار پایانی برابر نماینده امارات که اصالتاً هندی بود، به میدان رفت. او با وجود ارائه عملکردی قابل توجه، نتیجه را واگذار کرد و با کسب مدال نقره به کار خود در این رقابت‌ها پایان داد. کسب مدال طلا توسط امیرعلی احمدلو و مدال نقره توسط آیسان زارعی در این رقابت‌ها، علاوه بر موفقیت برای بدمینتون ایران، از نظر رنکینگ جهانی جوانان نیز اهمیت فراوانی دارد. با توجه به نتایج کسب‌شده و امتیازات حاصل از این مسابقات، رنکینگ جهانی هر دو بازیکن پس از ثبت امتیازات این رقابت‌ها بهبود خواهد یافت و این موفقیت می‌تواند جایگاه آن‌ها را در جدول رنکینگ جهانی جوانان ارتقا دهد.

توضیح فدراسیون فوتبال درباره پاداش سرمربی تیم ملی

پاداش سنتوری ۷۰ میلیاردی به سرمربی تیم ملی برای جام جهانی

رئیس فدراسیون فوتبال به تشریح مسائل روز فوتبال کشور پرداخت. او اظهار داشت که در گذشته پرداخت‌ها به مراتب بیشتر و به صورت دلاری انجام می‌شد. وی افزود: «در دوران کی‌روش، پاداش‌ها حدود ۸ هزار دلار بود. اما اکنون پرداخت‌ها به ریال تغییر یافته و محدودتر شده است. قوانین و شرایط مالی کشور اجازه نمی‌دهد که معاملات و پرداخت‌های داخلی مانند گذشته با دلار صورت گیرد. در خصوص پاداش‌ها نیز با بازیکنان به توافق می‌رسیم.»

رئیس فدراسیون در مورد پاداش ۷۰ میلیاردی امیر قلعه‌نویی گفت: «من به قرارداد تمامی سرمربیان لیگ دسترسی دارم و در حال حاضر هیچ‌کس دو قرارداد ندارد، زیرا دلایلی برای این موضوع وجود دارد. درباره پاداش قلعه‌نویی باید بگویم که قرارداد اولیه او با ما ۱۸ میلیارد تومان بود که سپس به ۳۰ میلیارد تومان افزایش یافت که این مبلغ جزو پایین‌ترین قراردادهای لیگ محسوب می‌شود. علاوه بر این، برای جام جهانی ۷۰ میلیارد تومان پاداش به او پرداخت کردیم. در زمان کی‌روش نیز ۱۰ درصد از پاداش حاصل از فعالیت همین مجموعه به او پرداخت شد.»

وزیر ورزش و جوانان: ملی‌پوشان کبدی افتخارات جاکارتا را تکرار کنند

دختران و پسران کبدی در تلاش برای تکرار افتخارات جاکارتا باشند

وزیر ورزش و جوانان از اردوی تیم ملی کبدی مردان بازدید کرد.

در این دیدار، دنیامالی با تأکید بر اهمیت بازی‌های آسیایی ناگویا برای ایران اظهار داشت: این دوره از مسابقات برای ما اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا کشور ما مورد تهاجم قرار گرفته است و کسب مدال طلای کبدی در هر دو بخش مردان و زنان برای ما بسیار حیاتی است. می‌دانم کار دشواری در پیش دارید، اما هرچه بیشتر و قوی‌تر در کنار یکدیگر تمرین کنید، توانایی‌های شما در تمامی ابعاد از جمله هوش و عملکرد فنی بیشتر آشکار خواهد شد.

وزیر ورزش و جوانان ضمن قدردانی از رئیس فدراسیون کبدی که هم‌اکنون ریاست کنفدراسیون آسیا را نیز بر عهده دارد، بیان کرد: ایشان از رؤسای موفق فدراسیون‌های ورزشی و از خانواده کبدی هستند و برای پیشرفت این رشته زوم اپک تلاش‌های بسیاری کرده‌اند.

دنیامالی افزود: امیدواریم به زودی نتایج درخشان تلاش‌های شما را در ژاپن جشن بگیریم.

دنیامالی در پایان با اشاره به نقش کبدی در موفقیت کاروان ایران در بازی‌های آسیایی ناگویا گفت: کبدی همواره در جایگاه کاروان ورزشی ایران تأثیرگذار بوده است. در بازی‌های آسیایی جاکارتا که دو مدال طلا کسب شد، این دو طلا نقش مهمی در جایگاه کاروان ایران ایفا کردند و هر زمان که مدال طلا به دست نیامد، جایگاه کاروان نیز تحت تأثیر قرار گرفت.

امیدوارم با موفقیت شما، دل مردم ایران شاد شود.

نهمین مرحله اردوی آماده‌سازی تیم ملی کبدی برای حضور در بازی‌های آسیایی ۲۰۲۶ ناگویا در محل آکادمی ملی المپیک در حال برگزاری است.

سقوطِ اخلاقی فیفا

میراث یک قرن اعتبار در بندِ معامله‌ اینفانتینو و ترامپ!

فدراسیون بین‌المللی فوتبال (FIFA) که در سال ۱۹۰۴ با هدف ایجاد یک زبان مشترک جهانی از طریق ورزش تأسیس شد، امروز پس از گذشت بیش از یک قرن، با بزرگترین بحران مشروعیت خود دست‌ به‌ گریبان است.
فیفا از مجمعی متشکل از هفت کشور اروپایی به امپراتوری جهانی با ۲۱۱ فدراسیون عضو بدل شده که جام جهانی‌اش پربیننده‌ترین رویداد است. اما این ثروت و قدرت، فیفا را به عرصه‌ای برای آزمونِ بزرگ میان «استقلال ورزشی» و «نفوذ سیاسی» تبدیل کرده است.
بحران کنونی فیفا، فراتر از یک چالش مدیریتی، به یک بحران هویت تبدیل شده است. اگرچه فیفا بر اساس اساسنامه خود موظف به بی‌طرفی سیاسی است، اما اقدامات اخیر مدیریت ارشد تحت ریاست جیانی اینفانتینو، این اصل را به شدت زیر سؤال برده است. نزدیکی بی‌سابقه و علنی اینفانتینو به دونالد ترامپ، از حضور در مراسم تحلیف او گرفته تا نمایش مکرر رابطه‌ «دوستی بزرگ» با وی، فراتر از دیپلماسی ورزشی معمول، به نظر می‌رسد. این پیوند سیاسی زمانی به اوج جنجال تون بلاگ رسید که اهدای «جایزه صلح فیفا» (FIFA Peace Prize) در دسامبر ۲۰۲۵، درست پس از نارضایتی ترامپ از دریافت جایزه نوبل، و اهدای آن در مراسم قرعه‌کشی جام جهانی ۲۰۲۶، بوی سیاسی‌کردنِ ابزارهای فیفا را داد. حتی تلاش‌های ادعایی برای دخالت در تصمیمات قضایی، مانند لغو محرومیت فولارین بالوگان به درخواست ترامپ، نشان داد که چگونه «خط قرمز» استقلال نهادهای قضایی فیفا می‌تواند تحت فشار قدرت‌های سیاسی جابه‌جا شود.
این اقدامات نشان‌دهنده تضادی ساختاری است: فیفا برای زنده ماندن و حفظ انسجام ۲۱۱ کشور با نظام‌های سیاسی متضاد، نیاز مبرم به بی‌طرفی دارد؛ اما در عمل، به نظر می‌رسد سازمان برای حفظ قدرت و ثروت، در حال تغذیه از سیاست است. هرگاه فیفا به سمت حمایت از یک جریان سیاسی خاص متمایل شود، عدالت ورزشی رنگ می‌بازد و اعتماد اسپانسرها و افکار عمومی که ستون‌های بقای این سازمان هستند، فرو می‌ریزد. تجربه تلخ فساد سال ۲۰۱۵ به ما آموخت که وقتی فیفا به یک «قدرتِ بدونِ ناظر» تبدیل شود، آبرویش به‌سرعت فرو می‌پاشد. در نتیجه، برای بازگشت به جایگاهِ «داور عادل و مستقل»، رئیس بعدی فیفا باید به‌ جای بیانیه‌های دیپلماتیک، بر اصلاحاتِ سخت و ساختاری تمرکز کند. اولین گام، ایجاد یک فاصله‌گذاری راهبردی و ملموس با رهبران سیاسی است؛ به گونه‌ای که ارتباطات ضروری با دولت‌ها، هرگز به «وابستگی نمایشی و شخصی» تبدیل نشود. در مرحله بعد، استقلالِ نهادهای قضایی و کمیته‌های اخلاقی باید در عمل تضمین شود تا هیچ قدرتی، چه یک رئیس فدراسیون و چه یک رئیس‌جمهور، نتواند در احکام انضباطی یا نتایج ورزشی مداخله کند. این اصلاحات تنها زمانی معتبر خواهند بود که با شفافیت مالی مطلق و پاسخ‌گویی در برابر خطاهای گذشته همراه شوند. در نهایت، آبروی فیفا نه در «ادعای بی‌طرفی»، بلکه در «اجرای یکسان قوانین» برای همه نهفته است. رئیس فیفا بر سر دو راهیِ دشواری ایستاده است: یا ادامه مسیرِ اغواگرانه پیوند با سیاست برای حفظ ثروت، که در نهایت به فروپاشی اعتبار سازمان منجر می‌شود، یا بازسازی بنیادین ساختارها برای بازگشت به روح اولیه فوتبال.
فیفا برای زنده ماندن باید بپذیرد که عدالت ورزشی، تنها زمانی مقدس باقی می‌ماند که «قانونِ بازی» همواره بر «اراده‌ سیاست‌مداران» پیروز باشد.